۱۳۹۰ بهمن ۱۳, پنجشنبه

گام معلق لک لک


آرام آمد. قدم برداشت. سیگارش را خاکستر کرد. خود را میان گام‌هایی‌ معلق کرد، مهی غلیظ را شکست، در پشتِ نگاهی‌ خیره ماند و در سفری بی‌ فرجام را به دنبال مادر گم گشت. در یک روز به بی‌نهایت رفت و به پهنای دشتی گریست. چگونه می‌توان فراموش کرد، آن لحظه‌ای که با تصویر و موسیقی‌ با بینهایت هم آغوش شد. آن گاه که ثانیه‌ها از پشت شیشهٔ عینکش به دنبال تعریف خود گشتند. و نگاهی‌ نگران که از مرز‌ها عبور میکرد. چگونه می‌توان فراموش کرد، آن لحظه‌ای را که دو عاشق در دو طرفِ رودخانه‌ای خروشان به نگرانی خویش پیوند خوردند. او رفت و با خود هنر را برد. و از خود هنر را به یادگار گذشت. بی‌ صدا آمد و بی‌صدا رفت. یادش در این اتاق به پرواز بر خواسته است.

تئودور آنجلوپولوس - ۲۷ آوریل ۱۹۳۵ - ۲۴ ژانویه ۲۰۱۲

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر