
آرام آمد. قدم برداشت. سیگارش را خاکستر کرد. خود را میان گامهایی معلق کرد، مهی غلیظ را شکست، در پشتِ نگاهی خیره ماند و در سفری بی فرجام را به دنبال مادر گم گشت. در یک روز به بینهایت رفت و به پهنای دشتی گریست. چگونه میتوان فراموش کرد، آن لحظهای که با تصویر و موسیقی با بینهایت هم آغوش شد. آن گاه که ثانیهها از پشت شیشهٔ عینکش به دنبال تعریف خود گشتند. و نگاهی نگران که از مرزها عبور میکرد. چگونه میتوان فراموش کرد، آن لحظهای را که دو عاشق در دو طرفِ رودخانهای خروشان به نگرانی خویش پیوند خوردند. او رفت و با خود هنر را برد. و از خود هنر را به یادگار گذشت. بی صدا آمد و بیصدا رفت. یادش در این اتاق به پرواز بر خواسته است.
تئودور آنجلوپولوس - ۲۷ آوریل ۱۹۳۵ - ۲۴ ژانویه ۲۰۱۲
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر