۱۳۹۰ بهمن ۱, شنبه

خیابان "دو" طرفه


برای یک بار

تنها برای یک بار

تنهای تنهای تنها برای فقط "یک" بار

بیا تا در خیابانی "دو" طرفه گام برداریم

تا با هم

به هم نزدیک شویم

و با هم

از هم دور

!نمایش گاه!


از گاهی‌ آغاز شد

به گاهی ادامه یافت

و بر گاهی دگر رفت!

سری گاه‌ها را می‌توان آویخت

خیره شد، خندید و گریست

و به "نمایش" گذشت.

دروغ

در انحنای هر گره

میان ابروانت

اسب‌ها به نبرد برخاسته اند

و سوارانشان را به زمین خواهند کوفت

Stoned in the morning light

Stoned in the morning light

۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

حیات

می‌خوام برم.

کنار درخت خرمالو.

زیر گوشواره‌های آلبالوی آویزون از شاخه ها.

با صدای جیک جیک گنجیشکا.

توی حوض "حیات".

با ماهی‌ قرمزای جیییینگیییلی.

تانگو برقصم.

می‌خوام برم.

تبلیغ

ما

برای تبلیغ خود

عکس دیگران را به دیوار می‌ آویزیم

لامپهای مقوایی

از

سوزش گرمای نور خود آتش میگیرند.

۱۳۹۰ دی ۱۱, یکشنبه

بنویس

بنویس
به نام آنکه تو را آفرید
و تو را کشت
و با خود به آسمانت‌ نبرد

و بخوان
به نام آنکه خود را آغاز کرد
خود را کشت
. و آسمان‌ها را برایت به یادگار گذاشت

مزاج

مزاجم سخت گیر بود

مزاجم سخت، گیر بود!

امروز نیز خود را سفت گرفته بود!


خواهش،

تمنا،

التماس،

تمرکز،

تفکر،

زور زدن،

بی‌ محلّی،

سیگار،


هیچ کدام دردی دعوا نکرد!


ای کاش در کنارم بودی

ای کاش تو را در آغوش داشتم

ای قرص "سیلاکس"

که درد‌ها را از دل میرهانی!!