آنها از وزن تاریکی گریختند،
و غرق شدن در خلأ عمیق تری را گزیدند،
سایهها در آتش میسوزند،
و یکپارچگی، ناظری خیره است،
آن دستان آلوده شده اند،
دستانی که دریاها را بلند میکرد،
و در افق ستارگان مینواخت،
آنها با غرور،
به روی خط خالی زمین ایستاده اند،
گرگان در هنگامهٔ غروب به پایکوبی برخاسته اند،
به روی خورشید سایهای خفته است،
و سایهای دیگر خود را در لابلای ترکهای زمین مخفی کرده است،
آنها از وزن تاریکی گریختند،
و غرق شدن در خلأ عمیق تری را گزیدند،
همچنان از میان آتش صدای سوختن میاید،
و یکپارچگی، ناظری خیره است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر